سه روز قبل با تعدادی از همکارا رفتیم سواحل دریای عمان بیشتر امارات عربی تو ساحل خلیج فارسه غیر از امارت فجیره و قسمتی از امارت شارجه از العین که راه افتادیم تا مسیری که در امارت ابوظبی میرفتیم دو طرف اتوبان رو درخت کاشته بودند شاید در خیلی از کشورها عادی باشه اما با آب و هوای اینجا کاریه در خور تقدیر مخصوصا تامین آب اونها که از شلنگ و آبیاری قطره ای استفاده میشه

که البته در امارت فجیره و شارجه از میزان درخت ها به شدت کاسته می شد فقط شترهای زیادی پشت فنس ها دیده می شدند

این اولین تصویریه که از دریای عمان دیدم که این قسمت دریا تو امارت فجیره بود من بین سه ساحلی که تا حالا دیدم ( خلیج فارس- دریای عمان و دریای خزر) ساحل خلیج فارس رو بیشتر پسندیدم ما جرات نکردیم سوار اون جت اسکی ها بشیم البته تفریح های ساحلی دیگه هم بود مثل این

این تصویر رو تو خورفکان گرفتم که بخشی از امارت شارجه است و ما به جای این ها تفریح کم خطر قایق سواری رو انتخاب کردیم که همراه بقیه همکاران واقعا خاطره به یادموندنی شد

من از درختای نارگیل ساحل خیلی خوشم اومد مخصوصا که میوه های نارگیل اون وسط چشمک میزدند و مرغهای مینا رو شاخه های درخت غوغا میکردند بگردید تا لای شاخه های درخت پیداشون کنید


این کارهای هنری هم نتیجه گل کردن ذوق همسر منه


اینم مسجد کنار ساحل

حالا یه سوال شما حدس بزنید کدوم تصویر مربوط به غروب و کدوم یکی طلوع خورشیده برای من خیلی جالب بود که صحنه طلوع و غروب فرقی با هم نداشت


و از همه جالبتر کشتی های باربری بزرگی بود که به طور مرتب برای تخلیه بار کنار اسکله می اومدند

چقدر سخت بود که احساس کنی طرف دیگر این دریا ایران است اینقدر نزدیک و اینقدر دور. وقتی فکر می کردم این همان دریای عمان است که از طرف دیگر به ایران می رسد هم خوشحال می شدم که انگار آشناست و هم ناراحت از اینکه بین من و ایران فاصله انداخته