شمارش معکوس

خرداد به آخرش نزدیک می شود و شمارش معکوس من هم شروع شده البته از اولین روزها شروع شده بود اوایل ماهها رو میشمردم بعد هفته ها و حالا روزها و دقیقه ها

امسال هم گذشت و احساس می کنم روزها را با چه عجله ای می گذراندم تا به پایان سال برسم و حالا که به امسال فکر میکنم تجربه جالبی بود دوستان خوبی پیدا کردم و از هر کدام چیزی یاد گرفتم و خیلی اتفاقات را برای اولین بار تجربه کردم برای اولین بار در تاریخ تدریسم ده عنوان درسی داشتم و برای اولین بار در راهنمایی تدریس کردم و چه خاطره ها که برایم رقم نخورد و هر صبح بچه های ابتدایی را می دیدم که مثل گنجشک دور معلمشان بالا و پایین می پریدند

و برای اولین بار شهری با این همه دوار (همان میدان خودمان) دیدم طوری که برای ماندن حسابی پشت چراغ قرمز باید تا مرکز شهر می رفتی برای اولین بار از نزدیک شاهد رویش و رشد خوشه های زیبای خرما بودم

و برای اولین بار از قهرمانی یک تیم فوتبال عربی خوشحال شدم چون تیم فوتبال العین قهرمان لیگ امارات شد و سال بعد تیم های فوتبال ایرانی برای بازی به العین می آیند

هر چه بود گذشت و امیدوارم این روزها هم زودتر بگذرد تا دوباره قدم در کوچه پس کوچه های باصفای شهرمان بگذارم

 

برج خلیفه

وقتی از سمت العین به دبی می رویم ردیف برج های دبی از دور دیده می شه که انگار یک سری ماکت هستند که بچه ای بازیگوش آن ها را کنار هم چیده و بین این برج ها بلندترین سازه دست بشر به اسم برج خلیفه دیده می شه این برج کنار دبی مول (یکی از بزرگ ترین مراکز خرید دنیا) قرار داره

ارتفاع برج ۸۲۸ متره و عکس گرفتن از فاصله نزدیک از اون واقعا سخته این عکس رو من از پارک صفای دبی گرفتم که برج خیلی باریک دیده می شود.

ولی این عکس رو از پایین برج گرفتم و عکس از نزدیک خیلی چیز جالبی درنمیاد

برای همین فکر کنم بهتره از عکسهای اینترنت استفاده کنم توی این عکس اختلاف ارتفاع برج با سایر برج ها دیده میشه

بقیه را در ادامه مطلب ببینید

 

ادامه نوشته

نمونه سوال

بالاخره روز شنبه آخرین امتحان مربوط به درسای من برگزار شد امتحانات امسال تجربه تازه ای بود چون حرفه و علوم به طرح سوالاتم اضافه شده بود ولی باید انصاف داد که تصحیح سوالاتش خیلی از فیزیک راحت تره مخصوصا برای من که هر سال علاوه بر تصحیح برگه کلاسهای ۲۰ نفره به بالا چند روزی رو  به خاطر داشتن فیزیک۳ یا پیش در حوزه تصحیح می گذروندم

نمونه سوالات حرفه و علومی رو که طرح کردم تو وبلاگم میذارم راجع به سوالات فیزیک هم شرمنده چون زحمت طرحش با من نبود

علوم اول راهنمایی

علوم دوم راهنمایی

حرفه اول راهنمایی

حرفه دوم راهنمایی

میلاد

خورشید مثل کسی که گویی همه چیز را می داند، دستانش را زیر گونه های خود گذاشته بود و به کعبه می نگریست. حالا او می دانست اگر آن اتفاق استثنایی بیفتد، دیگر کسی خورشید بودن او را باور نمی کند. او اینک فاطمه را می دید که باردارِ خورشیدی به نام علی بود. با به دنیا آمدن او، دیگر بعید بود آسمانی ها در وصف خورشید از او سخن بگویند، با این همه او هم مانند بقیه آسمانی ها، منتظر و شادمان بود. علی که آمد، خیلی ها سر بالا گرفتند، مثل «رجب» که حالا دیگر میان ماه ها سری پیدا کرده بود. بعد از آن نوبت واژه ها رسید، بسیج شدند و هر چه از دستشان برمی آمد، کردند، کم هم نگذاشتند؛ تمام آن چه می توانستند بگویند یا بسرایند گفتند و سرودند، اما باز سال های سال تا توصیف کامل علی، وقت می خواستند. واژه ها هنوز هم مشغول اند، اما به این اطمینان قلبی رسیده اند که این مهم کار آن ها نیست، علی فراتر از توان همه آن هاست.

 میلاد امیرمومنان بر تمام پدران سخت کوش و مهربان مبارک باد