سفری به دیار ملایک

از العین تا مکه یک روز و اندی با اتوبوس طول کشید که سختی این سفر و عبور از پست بازرسی در معیت همکارانی که دلشان به وسعت دریا و روحشان به پاکی آسمان بود حس نشد


جمع پر از شیطنت و نشاط دخترها و پسرهای اتوبوس


صبح دوشنبه از العین راه افتادیم و روز بعد حوالی دو عصر به میقات قرن المنازل در نزدیکی طائف رسیدیم و حق را لبیک گفتیم و محرم شدیم

کوچکترین حاجی گروه در لباس احرام


بعد از نماز مغرب و عشا به طرف مکه راه افتادیم و احساس دیدن کعبه واقعا ناگفتنی است گر چه عالم همه محضر خداست اما انگار حضور خدا را آنجا بیش تر حس می کنی

گاهی ذره ای می شدی در دریای پر تلاطم عاشقان

و بهترین هدیه، خواندن دعای تحویل سال پشت مقام ابراهیم بود و شروع سالی نو بر سفره پر برکت حضرت حق

شیرینی سال نو دست زهرا خانم (یکی از حاج خانم های کوچک اما با روحی بزرگ)

باب ملک عبدالعزیز که ورودی ما به مسجدالحرام بود

نمایی از کعبه از پشت بام مسجدالحرام که ورود بانوان ممنوع بود و زحمت عکس به عهده همسرم بود

متاسفانه قسمتهای قدیمی مسجد کم کم تخریب می شد و به جای همهمه مردم بیشتر صدای کار کردن جرثقیل و برخورد سنگ و آهن شنیده می شد

نشستن در طبقه دوم مسجد و دیدن کعبه از آن نما حکایتی داشت ناگفتنی



نماهایی از مسجدالحرام


بعضی از این قسمتها در نوسازی مسجدالحرام کم کم تخریب خواهد شد





برج ساعت مشرف به مسجدالحرام

جمعی از همسفران در جبل الرحمه

زمان در مکه به سرعت برق و باد گذشت و چیزی سخت تر از جدا شدن از خانه معبود نبود با هر قدم دل کندن مشکل تر می شد و پای رفتن لرزان تر اما رفتن ناگزیر بود و مدینه در پیش
با سلام !من دبیر فیزیک شهرستان گنابادم که بعد از قبولی در آزمون فرهنگیان به شهر العین امارات آمده ام و تصمیم گرفته ام تا گوشه ای از خاطرات سفرم را بنویسم امیدوارم شما هم با نظرات سازنده تان یاریم کنید.